<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://hamed.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">فقط به خاطر تو</title>
	<link href="http://hamed.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sun, 20 May 2012 04:39:39 GMT</updated>
	<author><name>بابا جونم</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:hamed.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa+(%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d9%85%d8%b9%d9%82%d9%88%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d9%86%d8%b3+%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%81)/</id>
<updated>Tue, 14 Dec 2004 12:13:00 GMT</updated>
<title type="text">ارتباطات (الگويي از رفتار معقول در جنس مخالف)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نقل از&amp;nbsp;دو هفته نامه موازي (دوشنبه 16 اذر ماه 83)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;الگوي&amp;#1740; از رفتار معقول در جنس مخالف&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است :&lt;BR&gt;الف ) مدخل بحث &lt;BR&gt;ب ) طرح آيات مربوطه&lt;BR&gt;ج) درسهاي&amp;#1740; از الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; در ارتباط دختر و پسر &lt;BR&gt;د) جمع بند&amp;#1740; و نتيجه گير&amp;#1740; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;الف) مدخل بحث :&lt;BR&gt;در مقدمه نوشتار ، برا&amp;#1740; ورود به بحث تأمل بر رو&amp;#1740; نکات&amp;#1740; چند در رابطه با مفهوم الگو ضرور&amp;#1740; م&amp;#1740; نمايد : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معان&amp;#1740; سر مشق ، مقتد&amp;#1740; ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، &quot;آلن بيرو&quot; ، الگو&quot; را بدين نحو تعريف نموده است : &lt;BR&gt;الگو آن چيز&amp;#1740; است که شکل گرفته و در يک گروه اجتماع&amp;#1740; به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنما&amp;#1740; عمل در رفتارها&amp;#1740; اجتماع&amp;#1740; به کار م&amp;#1740; آيد ، حضور م&amp;#1740; يابد . از ديدگاه&amp;#1740; هم کارکرد&amp;#1740; و هم _ روان&amp;#1740; _ اجتماع&amp;#1740; بايد گفت الگو ها آن شيوه ها&amp;#1740; زندگان&amp;#1740; هستند که از صور&amp;#1740; فرهنگ&amp;#1740; منشأ م&amp;#1740; گيرند . &lt;BR&gt;افراد بهنگام عمل بطور طبيع&amp;#1740; با اين الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با اين الگوها تطابق م&amp;#1740; يابند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2 ) واژه الگو ( pattern ) که کاربرد&amp;#1740; در علوم اجتماع&amp;#1740; و تربيت&amp;#1740; دارد ، از سو&amp;#1740; بعض&amp;#1740; محققين معادل و مترادف واژه &quot;اسوه&quot; گرفته شده که در فرهنگ دين&amp;#1740; و اسلام&amp;#1740; مستعمل است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مثلاً گفته م&amp;#1740; شود که &quot;اسوه نيز همچون معادل فارس&amp;#1740; الگو ، علاوه بر آنكه بر نمونه ها&amp;#1740; عين&amp;#1740; و مصاديق خارج&amp;#1740; امور و مفاهيم اطلاق م&amp;#1740; شود ، به معن&amp;#1740; طرحها و روشها&amp;#1740; عمل و سلوک نيز م&amp;#1740; باشد .&quot; و حال آنکه بعض&amp;#1740; ديگر معتقدند که اگر اسوه ها را افراد&amp;#1740; بدانيم که از افق هاي بلند و بسيار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثير خود قرار م&amp;#1740; دهند . در سطح&amp;#1740; محدود تر م&amp;#1740; توان از الگوها ياد کرد که در محيط خويش با ديگران تفاوت دارند و م&amp;#1740; توانند نمونه ها&amp;#1740; عين&amp;#1740; برا&amp;#1740; سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3 ) از جمله روشها&amp;#1740; تربيت&amp;#1740; برا&amp;#1740; ساختن و بازساز&amp;#1740; جسم و جان افراد ، بهره بردن از روش &quot; توجه دادن به الگوها است.&quot;&lt;BR&gt;اگر چه الگوها م&amp;#1740; توانند &quot; بد يا خوب باشند ، ول&amp;#1740; در يک نظام تربيت&amp;#1740; ، تمرکز و توجه به الگوها&amp;#1740; خوب و حسن است . در اين پژوهش نيز به عنوان الگو&amp;#1740; حسنه &quot; روابط دختر و پسر &quot; از نگاه دين&amp;#1740; به ترابط &quot; موس&amp;#1740; و دختران شعيب &quot; توجه و تأکيد شده است .&lt;BR&gt;ضمناً معنا&amp;#1740; الگو در ا&amp;#1740;ن پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کليه نقش آفرينان در اين داستان بتوانند پند آفرين و مدل تربيت&amp;#1740; باشند و واضح است که &quot;موسا&amp;#1740;&quot; قبل از پيامبر&amp;#1740; که در اين نوشتار مورد تأمل قرار گرفته ، به تعريف الگو&amp;#1740; متفاوت از اسوه نزديک است . ( در قرآن مجيد از دو پيامبر تحت عنوان اسوه ياد شده است . حضرت ابراهيم ، سوره ممتحنه / 4 و پيامبر اسلام ، احزاب / 21 ) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ب) طرح آيات مربوطه : &lt;BR&gt;بدنيست ، قبل از هر گونه داور&amp;#1740; و تحليل در روابط دختر و پسر ، الگو&amp;#1740; منتخب در قرآن ، به نقل از ابن کتاب مقدس عيناً منعکس گردند . اين داستان را م&amp;#1740; توانيم در سوره قصص از آيه 23 به بعد ببينيم (4) : داستان مربوط به زمان&amp;#1740; است که حضرت موس&amp;#1740; از شهر مصر با حال ترس و نگران&amp;#1740; از دشمن به جانب مدين بيرون رفت . در آيه 23/ قصص م&amp;#1740; خوانيم &quot; و چون به سر چاه آب&amp;#1740; در حوال&amp;#1740; شهر مدين رسيد ، آنجا جماعت&amp;#1740; ديد که حشم و گوسفندانشان را سيراب م&amp;#1740; کردند .&lt;BR&gt;و دو زن را يافت که دور از مردان در کنار&amp;#1740; به جمع آور&amp;#1740; و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موس&amp;#1740; به جانب آن دو رفته ، گفت شما اينجا چه کار م&amp;#1740; کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما مرد&amp;#1740; سالخورده است . &quot; &lt;BR&gt;در آيه 24 / قصص اشاره شد که موس&amp;#1740; گوسفندانشان را سيراب کرد و دست به دعا برداشت . در آيه25/ قصص آمده &quot; موس&amp;#1740; هنوز از دعا لب نبسته بود ، ديد که يک&amp;#1740; از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت م&amp;#1740; کند تا به منزل ما آي&amp;#1740; و در عوض سقايت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موس&amp;#1740; نزد او ( شعيب ) و دختران رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافت&amp;#1740; .&quot; در آيه 25/ قصص م&amp;#1740; خوانيم . &quot; يک&amp;#1740; از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ا&amp;#1740; پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کس&amp;#1740; که بايد به خدمت برگزيد ، کس&amp;#1740; است که امين و تواناست . &quot; و در آيه 26/ قصص آمده&quot; شعيب گفت : من اراده آن دارم که يک&amp;#1740; از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... &quot; و در آيه بعد از پذيرش اين عهد از سو&amp;#1740; موس&amp;#1740; سخن به ميان آمده است . &lt;BR&gt;اگر پذيرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برا&amp;#1740; درس ، پند و عبرت است ، در اينصورت بازيگران و نقش آفرينان قصه ها و داستانها الگوها&amp;#1740; خوب يا بدند و نقش آفرينان _ مثبت ، الگوها&amp;#1740; حسنه قرآنند . با اين نگاه اکنون به درسهاي&amp;#1740; که از اين الگو&amp;#1740; حسنه قرآن&amp;#1740; برا&amp;#1740; ارتباط دختر و پسر م&amp;#1740; توان آموخت ، م&amp;#1740; نشينيم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ج ) درسهاي&amp;#1740; از الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; در ارتباط دختر و پسر : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1) اگر در اين داستان ، دختران شعيب ، الگو&amp;#1740; دختران و موس&amp;#1740; ، الگو&amp;#1740; پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگو&amp;#1740; ارتباط&amp;#1740; در اين داستان نف&amp;#1740; م&amp;#1740; شود ، اول : الگوي&amp;#1740; که از ترابط آزاد و ب&amp;#1740; حد و حصر پسر و دختر دفاع م&amp;#1740; کند . زيرا ديديم که نقل قرآن&amp;#1740; دليل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحت&amp;#1740; اختلاط ، بلکه حت&amp;#1740; ارتباط بگيرند .&lt;BR&gt;دوم : الگوي&amp;#1740; که نف&amp;#1740; مطلق ازتباط دختر و پسر م&amp;#1740; کند . اين الگو نيز از نگاه قرآن&amp;#1740; مردود است ، زيرا موس&amp;#1740; وقت&amp;#1740; دختران را در کنار چاه ديد ، با آنها ارتباط کلام&amp;#1740; گرفت و از مشکل آنها پرسيد و اين تعامل حکايت ازمشروعيت از تباط کلام&amp;#1740; بين دختر و پسر در صورت ضرورت و نياز دارد . &lt;BR&gt;پس الگو&amp;#1740; مطلوب دين&amp;#1740; در ارتباط دختر و پسر ، پذيرش ارتباط مقيد و مشروطً است ، نه نف&amp;#1740; ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ا زتباط مطلقاً . &lt;BR&gt;در آيات ديگر از قيود تعامل دو جنس مخالف ، خوددار&amp;#1740; از نگاه ناروا است ، که از آن در سوره نور 30و31 به &quot;غض&quot; بصر ياد شده است . در قرآن فرمان و دستور آن نيست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم &quot;غمض&quot; بصر که بستن چشم است ، داشته باشند بلکه فرمان ، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خيره ، هوس آلود ، مريض و کنترل نشده است . و اين نکته يعن&amp;#1740; ارتباط مقيد دو جنس از نگاه دين&amp;#1740; . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2) از جمله نکات بسيار مهم که در ترابط دختر و پسر در آيات مورد بحث مطرح شده ، شيوه راه رفتن دختر شعيب نزد موس&amp;#1740; است . (گر چه مشهور آن است که شعيب اين آيات همان شعيب پيامبر است ول&amp;#1740; بعض&amp;#1740; از علماء مثل عبدالله ابن عباس ، آنرا غير از شعيب پيامبر م&amp;#1740; دانند ) &lt;BR&gt;در آيه 26 / قصص اين قيد را &quot;مش&amp;#1740; با حيا&quot; ( تمش&amp;#1740; عل&amp;#1740; استحياء ) ذکر نموده است . در تعامل دختر با پسر مش&amp;#1740; مبتن&amp;#1740; بر حياء ، عفاف ، وقار ، متانت بسيار حائز اهميت است . زيرا شيوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن حامل پيام است و در هر فرهنگ&amp;#1740; ، با مخاطبش سخن م&amp;#1740; گويد . &lt;BR&gt;لازم به توضيح است که برخورد متک&amp;#1740; به &quot; حيا &quot; ، با برخورها&amp;#1740; غلط ديگر از اساس متفاوت است . &lt;BR&gt;&quot; حيا &quot; يک صفت پسنديده اخلاق&amp;#1740; است و عبارت است از کنترل اراد&amp;#1740; رفتار خويش ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران . حيا ، رفتار&amp;#1740; است اختيار&amp;#1740; و اراد&amp;#1740; ، در حاليکه &quot; شرم &quot; ، يک نوع ناتوان&amp;#1740; در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت يک حالت هيجان&amp;#1740; است که فرد در آن به شکل غير اراد&amp;#1740; ، از انجام عمل&amp;#1740; و يا بيان عقيده ا&amp;#1740; و يا حضور در جمع و جماعت&amp;#1740; ، خوددار&amp;#1740; م&amp;#1740; کند . در چنين و ضعي ، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندک&amp;#1740; دارد و&lt;BR&gt;حال آنكه در حياء‌ فرد بر خود مسلط است . در حياء‌ نيز فرد از انجام دادن اعمال و بيان گفتار و يا برخورد مستقيم با فرد يا افراد اجتناب مي ورزد ، لكن اين اجتناب و خودداري مبتني است بر خونسردي،آرامش و هشياري فرد . در چنين شرايطي ، فرد علي رغم توانايي در تحقق يك عمل ، بنا به دلايلي عقلاني ، ‌از تحقق آن اجتناب مي كند . &lt;BR&gt;در آيه از حياء در رفتار دختر شعيب سخن به ميان آمده، اما رعايت &quot; حيا &quot; در تعامل دختر و پسر مختص دختران نيست . چنانچه در روايات ذيل همين آيات ، وقت&amp;#1740; که موس&amp;#1740; به منزل شعيب از طريق همين دختر فرا خوانده م&amp;#1740; شود ، م&amp;#1740; خوانيم که دختر برا&amp;#1740; راهنماي&amp;#1740; از پيش او حرکت م&amp;#1740; کرد و موس&amp;#1740; پشت سرش . باد بر لباس دختر م&amp;#1740; وزيد و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حياء و عفت موس&amp;#1740; اجازه نم&amp;#1740; داد ، چنين شود . از اين رو به دختر گفت : من از جلو م&amp;#1740; روم ، بر سر دوراهيها و چند راهيها ، مرا راهنماي&amp;#1740; کن . &lt;BR&gt;حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نف&amp;#1740; نشده اند و در صورت نياز م&amp;#1740; توانند با هم سخن بگويند : ثانياً : کلام ، لباس و شيوه رفتار&amp;#1740; ، حامل بار معناي&amp;#1740; است و زبان دارد . از اين رو بايد در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستين نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز ادا&amp;#1740; آن ( با طنازي و نرم و ... ) دقيقاً رعايت حياء را نمود ؛ ثالثاً : رعايت عفاف و حيا ويژه جنس خاصي نيست و پسر مهذب و دختر عفيف در ترابط هر دو بايد رعايت همه جوانب آسيب پذير به حيا و عفاف و وقار را بنمايند . رابعاً : مراد از حيا ، انزواگراي&amp;#1740; ، کناره گير&amp;#1740; و برخورد&amp;#1740; مبتن&amp;#1740; بر شرم نيست .&lt;BR&gt;با اين توضيح برداشت آنان&amp;#1740; که ذيل آيه گفته اند &quot; شايد يک داستان نويس امروز که پروا&amp;#1740; قلم و نوشتن نيز نداشته باشد در ترسيم اين لحظه ( زمان مواجهه دختر با موس&amp;#1740; برا&amp;#1740; دعوت کردن به نزد پدر ) به صورت گل انداخته از شرم دختر اشاره م&amp;#1740; کرد ، اما قرآن شرم را در گامها&amp;#1740; دختر توصيف م&amp;#1740; کند ، نه درسيما&amp;#1740; او . ب&amp;#1740; آنکه از دست و پا گم کردن ، توصيف و نشان&amp;#1740; باشد .&quot;&amp;nbsp; اين برداشت ناصواب است ، زيرا برخورد شرم آميز&amp;#1740; در کار نبوده تا قرآن از دستپاچگ&amp;#1740; دختر گزارش دهد ، بلکه برخورد مسلط و مبتن&amp;#1740; بر حيا بوده است و آيه نيز بدان اشعار دارد و برخورد شرمگينانه در ترابط دختر و پسر مذموم است و حال آنکه گام برداشتن بر گستره حياء ممدوح و مطلوب است و اين درس&amp;#1740; است از كه آن الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; استنتاج م&amp;#1740; گردد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساس&amp;#1740; در سطح خانواده و محيطها&amp;#1740; آموزش&amp;#1740; رخ م&amp;#1740; نمايد وجود روابط پنهان&amp;#1740; بين دختران و پسران است . و حت&amp;#1740; از جمله عوامل زمينه ساز در برقرار&amp;#1740; روابط پنهان&amp;#1740; ، احساس رسالت برخي از دختران و پسران به منظور يافتن دوست براي يكديگر است . در برقراري روابط پنهاني م&amp;#1740; بايد به نقش عوامل&amp;#1740; که اولين پيوندها را ايجاد م&amp;#1740; کند و همين پيوندها موجبات استمرار روابط پنهان&amp;#1740; را فراهم م&amp;#1740; آورند نيز به خوب&amp;#1740; توجه کرد . &lt;BR&gt;اما آيا از آيات مورد بحث و از اين الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; در رابطه با معضل روابط پنهان&amp;#1740; و راهها&amp;#1740; مواجهه با آن م&amp;#1740; توان درس و پند&amp;#1740; آموخت ؟ به نظر م&amp;#1740; رسد که آنچه که در منابع رواي&amp;#1740; آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزود&amp;#1740; به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسيد : چه سبب شد که امروز به اين زود&amp;#1740; بازگشتيد ؟ دختران گفتند:مرد صالح&amp;#1740; بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم . &lt;BR&gt;به عبارت ديگر روابط پنهاني عميق و کثير يکدفعه شکل نم&amp;#1740; گيرد . با برخورد اتفاق&amp;#1740; ، خصوصاً اگر در قالب رفع مشكل و حاجتي باشد كه بر قلب و لسان آدمي اثر مطلوب بگذارد ، به سمت روابطي گسترده تر و احيانا نامطلوبتر مي رود . در اينجا از راههاي آسيب زدايي در ارتباط دختر و پسر آن است كه همان اولين برخورد ،‌ در فضاي خانوادگي مطرح شده و افراد مجربتر و والدين سرد و گرم چشيده ، راهنمايي هاي لازم را در اختيار نسل جوان قرار دهند . در صورتيكه دختر و پسر مشكلات و حوادث جديد و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجربتر در فضاي خانواده مطرح كنند و والدين نيز بتوانند نقش مفيد ، راهنما و سازنده ايفاد كنند . با روابط پنهاني و ناسالمي كه محتمل است متعاقب برخورد اول شكل گيرد ، گرفته مي شود .&lt;BR&gt;البته واضح است كه چنين اقدامي ، اولا : روابط صميمي والدين و نوجوانان و جوانان را مي طلبد . بايد فرزندان محيط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس كنند تا درد دلها و مشكلات را با والدين در ميان بگذارند . ثانيا : والدين بايد شرايط نسل بعدي را درك كنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعيتها را بشنوند و به راه حلها بينديشند . اين چنين اقدامي از « انقطاع نسلها » در محيط خانواده جلوگيري نموده و ضمن ايجاد فضاي سالم در نظام خانوادگي ، به راه حلهاي مطلوب نيز مي رسند . &lt;BR&gt;چنين پيامي را به وضوح از الگوي قرآني روابط دختر و پسر مي توان آموخت ، زيرا دختران آنچه را كه رخ داده بود با پسر جواني در خانواده مطرح مي كنند و پدر حكيمانه نسبت به آن عكس العمل نشان داد . &lt;BR&gt;نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نكرد ، بلكه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و ... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;4) از نكاتي كه در فرهنگ عاميانه ، ‌ارزش تلقي نمي شود و شايد حتي ضد ارزش نيز قلمداد شود آن است كه براي تشكيل زندگي مشترك ، دختري از پسري خواستگاري نمايد . حال با توجه به الگوي قرآني مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسي آن است كه آيا از نگاه ديني ،‌ براي زندگي مشترك دختر در انتخاب شريك زندگي مي تواند پا پيش بگذارد يا خير ؟&lt;BR&gt;در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند : &lt;BR&gt;اول : ارتباط دختر و پسر حيطه عام&amp;#1740; دارد که يک&amp;#1740; از موارد و مصاديق آن روابط دختر و پسر برا&amp;#1740; ازدواج است . &lt;BR&gt;روابط م&amp;#1740; تواند ادار&amp;#1740; باشد ( ارتباط دو همکار ادار&amp;#1740; يا يک فرد ادار&amp;#1740; با جنس مخالف از مراجعه کننده ) &lt;BR&gt;اين تعامل م&amp;#1740; تواند تحصيل&amp;#1740; باشد و ... اما ارتباط دختر و پسر برا&amp;#1740; رسيدن به زندگ&amp;#1740; مشترک ، ارتباط عميقتر و حساستر&amp;#1740; است و از اين رو در فتاوا&amp;#1740; فقه&amp;#1740; عليرغم حساسيت ها&amp;#1740; ويژه ، آزاد&amp;#1740; عمل زياد&amp;#1740; را در ارتباط بين دو جنس مخالف پذيرفته است مثلاً امام خمين&amp;#1740; درباره زن و مرد و پسر و دختر که برا&amp;#1740; ازدواج اقدام مي كنند بر اين باور بودند كه « هر يك از زوجين مي توانند بدن ديگري را با شرايط ذيل به منظور تحقيق ببيند : نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد ؛ 2) ازدواج متوقف براين نگاه باشد ؛ 3) مانع&amp;#1740; از ازدواج اين دو در ميان نباشد . &quot; &lt;BR&gt;دوم : آنچه که ا زآيات مورد بحث به عنوان الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط م&amp;#1740; شود آن است که اين يک&amp;#1740; از دختران است که به پدرت گفت: &lt;BR&gt;&quot; يا اَبت استأجره ، اِن خير من استاجرت القو&amp;#1740; الامين &quot; ( قصص / 26 ) ، ا&amp;#1740; پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کس&amp;#1740; که بايد به خدمت برگزيد ، که امين و تواناست .&lt;BR&gt;و پدر با پذيرش اين پيشنهاد ، به موس&amp;#1740; طرح ازدواج با اين دختر را باشرايط&amp;#1740; مطرح کرد ( قصص / 27 ) به عبارت ديگر ، در اصل دختر با ظرافت خاص&amp;#1740; و به صورت غير مستقيم ، پيشنهاد ازدواج با موس&amp;#1740; را داد .&lt;BR&gt;اينجاست که از آيه مورد بحث م&amp;#1740; فهميم که دختران در گزينش همسر ، خصوصاً اگر فرد مناسب و ايده آل&amp;#1740; را سراغ دادند م&amp;#1740; توانند و بايد فعال باشند ول&amp;#1740; اگر طرح مسأله را مستقيماً ،به مصلحت نم&amp;#1740; دادند ، با تمهيد مناسب و يا با واسطه ا&amp;#1740; ، پيشنهاد خود را برا&amp;#1740; مطلوب و محبوب خود مطرح نمايند . &lt;BR&gt;پس خواستگار&amp;#1740; دختر از پسر نيز مانند خواستگار&amp;#1740; پسر از دختر هم &quot; عقلا&quot; قابل دفاع است و هم &quot; نقلا&quot;. و در نقل نيز آيات مورد بحث شاهد&amp;#1740; از کتاب خدا درباره خواستگار&amp;#1740; مرد است .اين تأ ييد را در سيره نبو&amp;#1740; نيز مثلاً در داستان زير مي توان ديد . داستان&amp;#1740; که با اندک اختلاف در کتب شيعه و سن&amp;#1740; آمده است ، ا ز اينقرار : زن&amp;#1740; آمد بخدمت پيامبر اکرم و در حضور جمع ايستاد و گفت : يا رسول الله مرا به همسر&amp;#1740; خود بپذير . رسول اکرم در مقابل تقاضا&amp;#1740; زن سکوت کرد ، چيز&amp;#1740; نگفت ، زن سرجا&amp;#1740; خود نشست . مرد&amp;#1740; از اصحاب بپا خاست و گفت : يا رسول الله ، اگر شما مايل نيستيد ، من حاضرم . پيغمبر اکرم سوال کرد : مهر چ&amp;#1740; مي ده&amp;#1740; ؟ هيچ&amp;#1740; ندارم . اينطور که نم&amp;#1740; شود ، برو به خانه ات شايد چيز&amp;#1740; پيدا کن&amp;#1740; و به عنوان مهر به اين زن بده&amp;#1740; .... مرد خواستگار حرکت کرد برود ، رسول اكرم او را صدا کرد : آها&amp;#1740; بيا . آمد . بگو ببينم قرآن بلد&amp;#1740; ؟ بل&amp;#1740; يا رسول الله ، فلان سوره و فلان سوره را بلدم . م&amp;#1740; توان&amp;#1740; از حفظ قرائت کن&amp;#1740; ؟ بل&amp;#1740; م&amp;#1740; توانم . بسيار خوب درست شد . پس اين زن را به عقد تو در آوردم و مهر او اين باشد که تو به او قرآن تعليم بده&amp;#1740; . مرد دست زن خود را گرفت و رفت &quot; . &lt;BR&gt;سوم : اما اينکه دختر شعيب به دو ويژگ&amp;#1740; موس&amp;#1740; اشاره داشته و گواه&amp;#1740; م&amp;#1740; دهد : يک&amp;#1740; اينکه او قو&amp;#1740; و نيرومند ا ست و ديگر آنکه او امانتدار و مورد اعتماد است. اين مدعا&amp;#1740; دختر خاستگاهش کجاست؟ از چه رو او مي تواند به چنين باور&amp;#1740; رسيده باشد؟ در اين رابطه مفسرين از جمله گفته اند &quot;قوت او را به هنگام کنار زدن چوپانها از سر چاه برا&amp;#1740; گرفتن حق اين مظلومان و کشيدن دلو سنگين را يکه و تنها از چاه فهميده بود و امانت و درستکاريش آن زمان روشن شد که در مسيـر خانه شعيب ، راض&amp;#1740; نشد ، دختر جوان پيش رو&amp;#1740; او راه برود ، چرا که ممکن است باد لباس او را جابجا کند . بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه اي که برا&amp;#1740; شعيب نقل کرد نيز قدرت او در مبارزه با قبطيان روشن م&amp;#1740; شود . هم امانت و درست&amp;#1740; او که هرگز با جباران سازش نکرد و رو&amp;#1740; خوش نشان نداد . &lt;BR&gt;از اين الگو&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; در روابط دختر و پسر ، حداقل نکته ا&amp;#1740; که در بحث اخير م&amp;#1740; توان آموخت آن است که در صورتيکه اين ارتباط قرار باشد که به زندگ&amp;#1740; مشترک منته&amp;#1740; گردد ، بايد طرفين به ويژگيها&amp;#1740; مناسب هم توجه کنند و اين ويژگ&amp;#1740; ها بايد جامع باشد هم خصايص مناسب جسم&amp;#1740; ( در اين آيه قدرت و قو&amp;#1740; بودن مرد ) و هم خصايل مناسب روح&amp;#1740; و اخلاق&amp;#1740; ( در اين آيه امانت و درستکار&amp;#1740; ) را در برداشته باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;د ) جمع بند&amp;#1740; و نتيجه گير&amp;#1740; : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1 ) طرح داستانها&amp;#1740; قرآن&amp;#1740; ، صرفاٌ مطرح کردن قصه و يا رماني نيست ، بلکه بار هدايت&amp;#1740; آنها مورد توجه است و بايد غايات داستانها و جوهره آنها را يافت&amp;nbsp; و سرلوحه زندگ&amp;#1740; قرار داد . اگر قرآن مجيد کتاب انسان ساز&amp;#1740; است و اگر اسلام دين کامل است ، بايد برا&amp;#1740; مسأله روابط دختر و پسر طرح ، ايده و الگو ارائه نمايد و چنين کار&amp;#1740; در سوره قصص صورت پذيرفته و با تأمل در ابعاد موضوع م&amp;#1740; توان برا&amp;#1740; شرايط حاضر نکات اساس&amp;#1740; در تعامل و ترابط دختر و پسر آموخت : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2 ) در اين داستان قرآن&amp;#1740; ، بازيگران و نقش آفرينان دو جنس مخالف هستند ، که هر دو فعالند ، طرفين هر دو پيامها&amp;#1740; سازنده برا&amp;#1740; ديگران دارند . مرد داستان ، در نهايت لقب قو&amp;#1740; و امين را از آن خود م&amp;#1740; کند و زن داستان ، صفت حياء را به خود اختصاص م&amp;#1740; دهد و بر بال حياء راه م&amp;#1740; رود : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3 ) در اين داستان اصل ارتباط دختر و پسر ، به عنوان يک ضرورت زندگ&amp;#1740; پذيرفته شده است ول&amp;#1740; اين ارتباط ، يک ارتباط عاطف&amp;#1740; ، پنهان&amp;#1740; و ب&amp;#1740; حد و حصر نيست و با قيود&amp;#1740; مورد پذيرش قرار گرفته است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;4) از نکات&amp;#1740; که از اين الگو قابل استنتاج است اينکه دختر و پسر در روابط عاد&amp;#1740; و ضرور&amp;#1740; نه بايد شرم بيجا داشته ، دستپاچه شده ، مضطرب شوند و نه بايد پرخاشگر&amp;#1740; نموده و به يکديگر اهانت کنند ، بلکه خوب است با شناخت از واقعيتها&amp;#1740; جنس مخالف و از بين بردن ترسها ، دلهره ها ، هيجانها و نيز احساس خصومت و خشونت نسبت به يکديگر ، با خونسرد&amp;#1740; و صلابت شخصيت با جنس مخالف برخورد نموده و از رفتار سبک ، خودنماي&amp;#1740; و جلب توجه جنس مخالف به وظايف محوله در اجتماع عمل کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5 ) اگر ارتباط دختر و پسر قرار است که به ازدواج منجر گردد ، مناسبت&amp;#1740; ندارد که يک روابط پنهان&amp;#1740; و مکتوم باشد ، بلکه با هماهنگ نمودن خانواده ها در شرايط&amp;#1740; تا حد قابل توجه&amp;#1740; م&amp;#1740; توانند از يکديگر شناخت جسم&amp;#1740; و روح&amp;#1740; کسب نمايند . روابط پنهان&amp;#1740; دختر و پسر آسيبها&amp;#1740; فرد&amp;#1740; ، اجتماع&amp;#1740; و ... دارد که بايد از آن پرهيز نمود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;6) در روابط سالم بين دو جنس مخالف . اصل نبايد برتظاهر ، ريا و خودنماي&amp;#1740; باشد . آنان&amp;#1740; که سع&amp;#1740; دارند با لباسها&amp;#1740; بسيار ويژه ، آرايشها&amp;#1740; آن چنان&amp;#1740; و ... برا&amp;#1740; خود ايجاد جذابيت نمايند ، قطعاٌ از ضعف&amp;#1740; درون&amp;#1740; رنج م&amp;#1740; برند و بدينوسيله به دنبال جبران کاست&amp;#1740; جسم&amp;#1740; يا روح&amp;#1740; خود هستند . وگرنه کس&amp;#1740; که فضيلت جسم&amp;#1740; ، عقل&amp;#1740; و قلب&amp;#1740; دارد ، چه ضرورت&amp;#1740; دارد که با حرکات تصنع&amp;#1740; در مقابل ديگران ظاهر شود ؟ شخصيتها&amp;#1740; رشيد ، خودبخود در ارتباط و تعامل برا&amp;#1740; ديگران به جهت فضايلشان زيبا جلوه م&amp;#1740; کنند .پس درارتباط سالم دختر و پسر خوب است ، هر يک به دنبال آن باشد که تواناي&amp;#1740; ها&amp;#1740; علم&amp;#1740; ، هنر&amp;#1740; ، اخلاق&amp;#1740; ، ورزش&amp;#1740; ، رزم&amp;#1740; و ... کسب نمايند و طبيع&amp;#1740; ، قو&amp;#1740; و سالم در مقابل يکديگر ظاهر شوند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hamed.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa+(%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d9%85%d8%b9%d9%82%d9%88%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d9%86%d8%b3+%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%81)/" title="ارتباطات (الگويي از رفتار معقول در جنس مخالف)" type="text/html" />
<author><name>بابا جونم</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hamed.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa+(2)/</id>
<updated>Tue, 30 Nov 2004 13:42:00 GMT</updated>
<title type="text">ارتباطات (2)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;H1&gt;شكل رفتار با جنس مخالف‏ &lt;/H1&gt;
&lt;P class=abm3&gt;على زينتى 
&lt;P class=abm&gt;ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده‏ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد. 
&lt;P class=abm&gt;
&lt;P class=abm&gt;همان‏گونه كه خود مى‏دانيد، تاكنون در محيط تحصيلى كمتر با جنس مخالف برخورد داشتيد. در مقاطع تحصيلى قبلى، يعنى دوره دبستان، راهنمايى و دبيرستان با فضاى آموزشى مختلط مواجه نبوديد و زندگى آموزشى شما فارغ از حضور جنس مخالف بود و در اين محيطها، تعامل و برخوردى با جنس مخالف نداشتيد. شايد محيط دانشگاه، اولين تجربه برخورد مستقيم و بى واسطه شما با جنس مخالف است. بر اين اساس، با شكل اين نوع ارتباط و پيامدهاى مثبت و منفى و راهكارهاى كنار آمدن با اين پديده، آشنايى نداريد. پر واضح است كه همين نا آشنايى مى‏تواند موجب خسران و ضرر آموزشى گردد و ممكن است كه به جاى سود علمى و آموزشى، ضرر اجتماعى، اخلاقى و حيثيتى نيز به شما تحميل كند و بدون قصد و برنامه قبلى، شما را از هدف دور كرده، به سمت انحراف‏هاى پيش‏بينى نشده ببرد. بر اين اساس، آگاهى از مواجه صحيح با اين پديده و ارتباط سالم و صحيح داشتن با جنس مخالف و شناخت از شرايط، آداب و مقررات اين نوع ارتباط و برخورد با اين پديده براى شما لازم و ضرورى است. از اين رو، به منظور روشن‏گرى، نكاتى را تقديم مى‏داريم: 
&lt;P class=abm&gt;اما قبل از پرداختن به جزئيات مورد نظر توجه شما را به يك نكته اساسى جلب مى‏كنيم كه كليد ارتباط با تمام انسان‏ها را در تمام محيطها در دستتان مى‏نهد. 
&lt;P class=abm&gt;انسان، هرگز بى‏ارتباط با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباطها تنوع مى‏پذيرد، ولى ارتباطات انسانى، هيچ‏گاه قطع نشده است؛ زيرا براى آدمى، ارتباط با همنوع يك ضرورت است. نوع و كيفيت ارتباط را اهداف و اغراض ما تعيين مى‏كند. به اين سبب، گاهى ارتباط آموزشى است، گاهى اقتصادى، گاهى فرهنگى و برخى اوقات اجتماعى. هدف يك ارتباط، در قالب پيام مبادله شده، فراهم مى‏شود و به دست مى‏آيد. افزون بر آن كه هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. يك مجموعه داراى اصول و قواعدى كلى است كه بايد در تمام ارتباطها رعايت گردد. يكى از اين اصول، اين اسم كه هرگز ارتباطها نبايد با همديگر همپوشى و تداخل نمايند؛ يعنى در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده كه معين كننده نوع ارتباط است، بايد محدود و منحصر به همان نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط اقتصادى نبايد ارتباط خانوادگى و پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط خواهد شد و هر دو را از اهدافشان دور مى‏سازد و همچنان كه اگر در ضمن ارتباط آموزش، حواس شما متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مى‏شويد. در ارتباط ديگر نيز تداخل پيام‏ها، موجب افت سطح ارتباط مى‏شود. پس بايد به اصول ارتباطهاى انسانى پاى بند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست يافت. 
&lt;P class=abm&gt;شايد توجه داريد كه علت اصلى حضورتان در دانشگاه - همان گونه كه از نام اين محيط پيداست - تحصيل دانش و علم است و نه تحصيل چيز ديگر؛ از اين رو، ارتباط اساسى و اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، يك ارتباط آموزشى است و اگر ارتباط دوستى يا اقتصادى و... برقرار شود، در مسير تكميل ارتباط آموزشى و يا مقدمه‏اى جهت رسيدن به اهداف آموزشى است. اگر در دانشگاه در پرتو يك ارتباط اقتصادى، لوازم التحرير، فيش غذا، لباس و... تهيه مى‏كنيد، همه براى تأمين اهداف آموزشى و تحصيل علم و دانش است. هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف از مسير ارتباط آموزشى تلقى مى‏شود. 
&lt;P class=abm&gt;هر ارتباط ديگرى غير از ارتباط آموزشى، فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى خو نايل آييد. 
&lt;P class=abm&gt;پس از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين گام، سطح تمركز شما را كاهش مى‏دهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف نظر شما را به خود جلب نمايد تا ساعت‏ها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد. توجه داريد كه تا كنون تنها با تكيه بر ديدگاه تعليمى و تربيتى، به بررسى اين پديده پرداخته‏ايم و نتيجه سخن آن كه هر عمل و ارتباطى كه ارتباط آموزشى و فعاليت تحصيلى شما را تحت الشعاع خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد از زندگى دانشجويى شما حذف شود. 
&lt;P class=abm&gt;توجه داريم كه تأثيرمزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، هرگز نه قابل كتمان است و نه با مزاحمت‏هاى ديگر - همانند سرو صدا - قابل مقايسه مى‏باشد؛ يعنى كسى نيست كه بگويد ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير مقدمه‏اى براى تحصيل موفق است؛ زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى و افزون بر اين، تحقيقات انحام گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين گونه افراد است. 
&lt;P class=abm&gt;موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر دانشمندان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به خود جلب نكرده است؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، حامعه شناختى، روان شناختى و... نيز مورد بررسى قرار مى‏گيرد. اينك از ديدگاه روان شناختى اين مسئله را مورد بررسى كوتاه قرار مى‏دهيم. 
&lt;P class=abm&gt;1. دهنده پيام. 2. گيرنده پيام. 3. محتواى پيام. 4. كانال. 5. رسانه. از بين اين امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده، نقش اصلى آن، مؤلفه سوم (محتواى پيام) است. آن چه يك ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مى‏سازد، محتوا و پيام است. حال سخن اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مى‏گردد كه آن را ارتباط دوستى با جنس مخالف مى‏گويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس را ارتباط دوستى نمى‏گوييد و يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را ارتباط آموزشى و دوستى مى‏گوييد؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مى‏تواند نقش مؤثر و تعيين كننده‏اى داشته باشد؟ اينك بايد مشخص كنيم كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباطها، همانند اقتصادى، سياسى، اجتماعى و... متمايز مى‏سازد؟ 
&lt;P class=abm&gt;آن چه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مى‏شود، محبت و عشق است؛ ولى محبتى كه يك همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مى‏رويم؛ پس محبت از نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و... نيز مبادله مى‏گردد، رنگ جنسيتى - نه جنسى - پذيرفته است. در اين نوع ارتباط چون قواعد و شرايط و تعهدات طرفين تعريف نشده است و به صورت ناقص از فرهنگ غربى اقتباس شده است، با پيامد منفى فراوانى همراه مى‏باشد؛ مثلاً چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد نمى‏كنند كه معمولاً با خيانت، بى وفايى، شكست و... همراه است. 
&lt;P class=abm&gt;گاهى اوقات به واسطه اين كه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مى‏شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارت‏هاى جبران‏ناپذير - به ويژه از طرف دختر - همراه مى‏شود و هرگز كسى در ابتدا پيش بينى نمى‏كند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود؛ ولى كم كم به جايى مى‏رسد كه سرمايه‏اى جز ندامت باقى نمى‏ماند. 
&lt;P class=abm&gt;بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايرانى ما، اين نوع ارتباط هنوز تعريف نشده و شرايط، مقررات و آداب، تعهدهاى طرفين تعيين شده است، نبايد به سراغ آن برويم؛ چون هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمى‏رسد، بلكه جز خسارت نتيجه‏اى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه باشد، نه تنها سود نمى‏دهد، بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است. 
&lt;P class=abm&gt;در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آن چه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد) قرار مى‏گيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف رود، هرگز جبران‏پذير نيست. آيا انسان عاقل حاضر است كه در يك ارتباط دوستى فاقد تعهد لازم الاجرا و غير قابل نقض، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد؟ اگر اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مى‏كند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت است؟ بسيار افرادى كه هرگز گمان نمى‏كردند به بى آبرويى و از دست دادن آبرو و... مبتلا شوند؛ ولى مبتلا شدند. بنابراين، از ديدگاه روان شناختى بين فردى نيز چون ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم مى‏باشد و ويژگى‏هاى لازم در مؤلفه‏هاى آن رعايت نشده است، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب مى‏باشد و تا زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى شود، بايد از آن سخت اجتناب كرد. 
&lt;P class=abm&gt;حال كه ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غير آموزشى ممنوع است، پس شكل رفتار ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟ 
&lt;P class=abm&gt;به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوه‏هاى ديگر غلط است. 
&lt;P class=abm&gt;برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، برخورد صحيح با جنس مخالف است. در اين شيوه، دختران و پسرانى هستند كه به محض ديدن يكديگر خود را نمى‏بازند و هيجان زده نمى‏شوند. اينان يك نگاه و يك كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمى‏كنندو آن را در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمى‏پرورانند؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى، تحصيلى و... بسيار با وقار و سنگين برخورد مى‏كنند و در عين پرس و جو از احوال يكديگر و پاسخ گويى به پرسش‏هاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمى‏شوند. آنان جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمى‏دانند و آدابى را كه از لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با آنان لازم است، رعايت مى‏كنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى معنا مى‏دانند و درباره روحيات جنس مخالف به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نيزديك و صميمى با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقق مى‏رسانند. 
&lt;P class=abm&gt;شيوه‏هاى نادرست ارتباط 
&lt;P class=abm&gt;1. برخورد احساسى و هيجان زده اين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است و يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مى‏دهند و هيجان زده مى‏شوند كه معمولاً در دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مى‏خورد. 
&lt;P class=abm&gt;2. برخورد خشك و محدود؛ عده‏اى از جوانان بر اساس تربيت‏هاى غلط، گاهى در ميان خويشان و آشنايان از افراد غير هم جنس اجتناب مى‏كنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند؛ البته خشك نبودن هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست؛ ولى رعايت موازين شرعى هم لزوماً به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نمى‏باشد. 
&lt;P class=abm&gt;3. داشتن روابط پنهانى؛ داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفيانه، گذشته از اين كه چه عواملى باعث اين گونه روابط بين بعضى از جوانان ما شده، بايد يادآور شويم كه عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در اين گونه روابط وجود دارد كه متأسفانه بيشترين آسيب آن نصيب دختران ما مى‏شود. 
&lt;P class=abm&gt;4. افراط در معاشرت؛ بعضى از خانواده‏ها به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود سعى در ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مى‏كنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ غربى است. 
&lt;P class=abm&gt;بنابراين به نظر اسلام شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، همان شيوه‏اى است كه توضيح آن گذشت. 
&lt;P class=abm&gt;در ارتباط با جنس مخالف، در حالى كه در قالب شكل اول ارتباط برقرار مى‏كنيد، از اصول بيان شده زير پيروى كنيد: 
&lt;P class=abm&gt;1. برخورد با جنس مخالف بر اصل تكبر ورزى استوار شده است؛ يعنى معيار و قانون برخورد با جنس مخالف متكبرانه بودن آن است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، براى مواجه با همجنس و محارم است؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، تكبر ورزى است تا ناشناسان و نا محرمان به حريم شما بار نيابند؛ مگر آن كه محرم راز شوند بد گويى و ناسزاگويى لازم نيست و رفتار متكبرانه داشتن لازم است. بى اعتنايى، خود برتر بينى، فاصله گرفتن، حريم براى خود قائل شدن از جلوه‏هاى رفتارى مطلوب با جنس مخالف است. 
&lt;P class=abm&gt;2. به برخى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش نكنيد و بدانيد كه انسان‏هاى پشيمان اندك اندك به خط قرمز رسيدند و از آن عبور كردند. اگر شما يك قدم جلو بگذاريد، بايد تا ده قدم از ارزش‏هاى خود عقب‏نشينى كنيد. جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر، به ويژه در سنين جوانى، زمينه انحراف ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد. در محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد؛ زيرا روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيب‏پذيرفته و به انحراف مى‏گرايد. بر همين اساس شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هرگاه دو غير هم جنس در قالب هر ارتباطى در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند، شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز مى‏كشاند و بايد از آن محيط و ارتباط گريخت. 
&lt;P class=abm&gt;نكته ديگرى كه به اين حساسيت مى‏افزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است؛ يعنى در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى هستند تا آدمى را در معرض تهديد قرار دهند و در رفتار وى نفوذ كنند، اين عامل هميشه نقش تهديد كننده دارد و انسان هوشيار نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند. 
&lt;P class=abm&gt;3. محيط آموزشى بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست. شايد شما در برخى اوقات مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين صورت، يقيناً از محدوده پيام آموزشى تجاوز نكنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام - در صورت مستقيم يا غير مستقيم - اكتفا كنيد. براى اين كه يقين كنيد مخاطب شما پيام ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكرده‏ايد، به نكات زير بسيار پاى بند باشيد. 
&lt;P class=abm&gt;1. به محض احساس دريافت پيامى غير اموزشى، سريع رابطه را در همان لحظه قطع كنيد. 
&lt;P class=abm&gt;2. در فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيام‏هاى شفاهى، كتبى و... افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسل شدند، ناشنيده گرفته، از موقعيت دور شويد. 
&lt;P class=abm&gt;3. در جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كرده‏اند، شركت نكنيد و حداقل وقتى به گزارش اين نوع عملكرد خود مى‏پردازاند، از آنها كناره بگيريد. 
&lt;P class=abm&gt;4. توجه داشته باشيد كه هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتارى با قصد و غرض قبلى به اين وادى وارد نشده، بلكه دست‏هاى ناپيدايى او را به اين هلاكت مبتلا ساخته است. شما نيز از حيله اين دست‏ها خود را در امان نپنداريد؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين شما هستند؛ گرچه شما از آنها فافل هستيد. 
&lt;P class=abm&gt;
&lt;P class=abm&gt;منابع 
&lt;P class=abm&gt;1. جولياتى وود، روانشناسى ارتباطات ميان فردى. 
&lt;P class=abm&gt;2. محسنيان راد، روانشناسى ارتباطات. 
&lt;P class=abm&gt;3. روانشناسى ارتباطات اجتماعى. 
&lt;P class=abm&gt;4. مهرآرا، روانشناسى اجتماعى. 
&lt;P class=abm&gt;&lt;!--  end Information --&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hamed.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa+(2)/" title="ارتباطات (2)" type="text/html" />
<author><name>بابا جونم</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hamed.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa/</id>
<updated>Tue, 30 Nov 2004 13:32:00 GMT</updated>
<title type="text">ارتباطات</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;DIV class=e&gt;رضا فرهاديان&lt;/DIV&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber1 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;74&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;على‏رغم اين‏كه افراد ناآشنا به مبانى دينى، اسلام را بدان متهم مى‏كنند كه مخالف حضور دختران در اجتماع است، احاديث صريحى داريم كه طالب علم و دانش و فراگيرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدايند و براى كسب دانش و كارهاى مفيد اجتماعى، دختران و پسران مى‏توانند با حفظ پوشش و عفاف، به‏راحتى در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظيفه بپردازند.&lt;BR&gt;حضور دختر و پسر در اجتماع، با اختلاط دختر و پسر، يكى نيست. روابط اجتماعى به سبكى كه دنياى غربْ آن را پذيرفته است و رواج مى‏دهد، اختلاط دختر و پسر است و پيامدهاى زيانبار آن را نيز مى‏بيند و به روى خود نمى‏آورد.&lt;BR&gt;اسلام با اختلاط دختر و پسر مخالف است، نه با شركت دختر و پسر در مجامع عمومى و علمى با حفظ حريم. آنچه در جامعه اسلامى مذموم است، روابط ناصحيح دختر و پسر در جامعه است، نه حضور فعّال آنها در اجتماع.&lt;BR&gt;از زمان رسول اكرم(ص)، در جامعه مسلمين، غالباً سنّت جارى بر اين بوده كه حضور دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه، با صيانت از قلمروهاى شخصى و توأم با پاك‏دامنى و بزرگ‏مَنشى باشد. دختران و پسران و زنان و مردان، هيچ‏گاه از مجالس و محافل عمومى و مساجد، منع نمى‏شده‏اند ؛ ولى هميشه حفظ «حريم» و «حرمت» و «كرامت» و «عفاف»، به عنوان يك اصل در جامعه حكومت كرده و رعايت شده است. رفت و آمد دختران و پسران در مجامع و محافل عمومى و مساجد و حتى كوچه و خيابان و بازار و... به طور مختلط و دوش به دوش نبوده است. روشى كه همچنان فرهنگ غالب بر جوامع اسلامى است و به وضوح، با فرهنگ غربى متفاوت است.&lt;BR&gt;&lt;A name=0011&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;آزادى دختر و پسر&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;اسلام به اهميت و ارزش فوق‏العاده پاكى و سلامت شخصيّت دختر و پسر و لزوم رعايت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها ، نگاه‏ها، شنيدن‏ها و مكالمات مستمر تأكيد دارد و به هيچ عنوان راضى نمى‏شود كه حريم قُدسى دختر، خدشه بردارد يا پسر از دايره عفت و پاكى خارج شود. امّا دنياى امروز، تحت تأثير فرهنگ غربى، به نام آزادى (و صريح‏تر بگويم: «آزادى روابط»)، روح پاك جوانان دختر و پسر را سرگردان و گرفتار هيجانات بيهوده مى‏كند. آزادى مورد نظر هم به جاى اين‏كه به شكفتن استعدادها و خلاقيت‏ها كمك كند، موجب هدر رفتن نيروها و استعدادهاى شاداب جوانى شده و جوانان را از دايره زندگى و انديشه متعادل، خارج ساخته است.&lt;BR&gt;دخترى كه از آغوش خانواده بيرون مى‏آيد، به كجا روى بياورد كه به دام سودجويانى كه عواطف پاك و دل ساده و آرزوهاى انسانى او را به بازى مى‏گيرند، نيفتد و سرنوشت و شخصيّت و سلامتى‏اش به خطر نيفتد؟&lt;BR&gt;برخى از سنّت‏ها و آداب اجتماعى ما كه جوانان را از اجتماعى‏شدن، ارتقاى شخصيت علمى - فرهنگى و انتخاب گروه همسالان همفكر و همسر مناسب بازداشته‏اند، نه دينى و نه منطقى‏اند ؛ امّا در عين حال، كنار گذاشتن تمامى سنّت‏ها و پذيرش بى‏قيد و شرط فرهنگ حاكم بر جهان پيشرفته نيز رفتار عاقلانه‏اى به نظر نمى‏رسد.&lt;BR&gt;فرهنگ غربى، خواسته يا ناخواسته، به نام آزادى و در راه رسيدن به آن، فضاى جامعه را ناامن و كانون خانواده را متزلزل نموده است. در &lt;BR&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber2 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;75&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;چنين فضايى، هيجانات كاذب و عطش كامجويى‏ها، فرصت انديشيدن و خلوت معنوى و لذّت رفتارهاى اخلاقى و خويشتندارى‏هاى عفيفانه را از انسان گرفته است.&lt;BR&gt;در جهان به اصطلاح «آزاد»، علاقه واقعى جوانان به علم و دانش، هر روز، كم‏تر مى‏شود و جوانان به كار و حرفه، رغبت نشان نمى‏دهند و از رعايت قوانين و مقررات اجتماعى و انسانى فرارى شده‏اند.&lt;BR&gt;در اين جوامع، بر اثر بى‏بندوبارى‏ها و تلاش‏هاى دائمى شهروندان براى رسيدن به منافع و رفاه بيشتر و ناديده انگاشتن حريم‏هاى انسانى و پيام‏هاى انبيا، هر روز، جنايات تازه‏اى در شرف تكوين است، كه عشق‏هاى دروغين خيابانى و دوستى‏ها و ارتباطهاى كوچه وبازارى، تنها نقطه‏هاى آغاز شمرده مى‏شوند.&lt;BR&gt;در جوامع غربى و مقلّد غرب، نسل جوان، هدف بيشترين تبليغات رسانه‏اى براى مصرف بيشتر محصولات تجارى‏اند (لباس‏هاى مُدِ روز وماه و سال، لوازم آرايش و خودآرايى، خوردنى‏هاى جديد، نوشيدنى‏هاى تازه، فيلم‏ها و آوازهاى سبُك يا غير اخلاقى، موادّ انرژى‏زا و توهّم‏زا و...) بدون آن‏كه فرصت انتخاب داشته باشند و يا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونه‏اى كه درونش قرارگرفته‏اند، خارج شوند.&lt;BR&gt;در جامعه‏اى كه به هيچ اصل اخلاقى يا آرمان غير مادّى پايبند نيست، همگان قربانى‏اند، مگر آن‏كه به شكارچى تبديل شوند. بدين ترتيب، روشن است كه روابط آزاد، لازمه اقتصاد آزاد است. براى اين‏كه هميشه در جهان، حرف اوّل را در توليد بزنند، بايد جهانيان را به مصرف كنندگان دائمى محصولات ارزشمند يا بى‏ارزش خود تبديل كنند و شكسته شدن حريم‏ها (حريم خانه، حريم خانواده، حريم شخصى، حريم سنّت‏هاى اخلاقى و ملّى و...)، گام نخست در ترويج محصولات و تربيت نسل تخدير شده و مصرف كننده است. نسلى كه در گام بعدى، چه نظامى باشد و چه نباشد، به عنوان سرباز غرب و فرهنگ غربى، در برابر تمام آنها كه استقلال و عزت خود را پاس مى‏دارند، خواهد جنگيد!&lt;BR&gt;اكنون بنگريد كه در جوامع غربى و كشورهاى تحت نفوذ آنان، الگوهاى دخترها و پسرها، چه كسانى هستند؟ آيا افراد عالم و دانشمند و متفكّر و هنرمند واقعى‏اند يا هنرپيشه‏هاى جلف و فاقد ابتكار و بى‏انديشه‏اى كه تنها ظاهرى جذّاب دارند؟ آيا اين روند، سقوط اخلاقى و دليل انحطاط و موجبِ سرگردانى و بدبختى نسل جوان دختر و پسر يك جامعه نيست؟ آيا متفكّران و مربّيان بزرگ غرب در دهه‏ها و سَده‏هاى گذشته، با آن همه مبارزات پيگير و تحمّل آن‏همه رنج، چنين فضاى فرهنگ‏سوز و مادّيت‏زده‏اى را آرزو كرده بودند؟ و آيا شايسته است كه ما به جاى تصحيح و ارتقاى فرهنگ خويش، خود را به چنين فضاى وهْم‏آلودى بسپريم؟&lt;BR&gt;&lt;A name=0012&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;حريم&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;جامعه دينى، در روابط اجتماعى خود، توجهى ويژه به حصار عفاف و حريم شخصى دختر و پسر دارد. روش اسلام، اين است كه انسان، معتدل و متعادل زندگى كند و از هر افراط يا تفريطى به دور باشد. خداوند نيز مسلمانان را «امت متعادل» مى‏نامد &lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#01&quot;&gt;(1)&lt;/A&gt;.&amp;nbsp; و افراد اجتماع را به روش صحيح زندگى فرامى‏خواند و در مقرّرات خود، همه جنبه‏هاى نياز دختر و پسر را در نظر مى‏گيرد. از جمله، دختران را تا حدودى كه منجر به زيان‏ديدن و انحراف آنها نشود، از شركت در اجتماع، نهى نمى‏كند.&lt;BR&gt;رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه مى‏دادند كه حتى در &lt;BR&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber3 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;76&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;جنگ‏ها براى امداد و كمك به مجروحان و سربازان، شركت كنند و در تاريخ اسلام، نمونه‏هاى بسيارى براى مشاركت زنان و دختران در فعاليت‏هاى اجتماعى ذكر شده است. روشن است كه رعايت حريم‏ها از سوى زنان و مردان، تضمين لازم براى دوام چنين مشاركتى است و حضور زنان و دختران در فضاهاى عمومى يك جامعه، مشروط به صلاحيت اخلاقى و متانت مردان و پسران آن جامعه است.&lt;BR&gt;&lt;A name=0013&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;روابط آزاد&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;اسلام به خطراتِ ناشى از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر كاملاً آگاه است و نهايت مراقبت را در روابط و برخوردهاى دختران و پسران دارد، تا حدى كه منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشاركت دختران و پسران در جامعه به شكل معقول و با حفظ حريم است.&lt;BR&gt;اسلام، در عين اين‏كه اجازه شركت در محافل، مدارس، دانشگاه‏ها، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر مى‏دهد، دستور مى‏دهد كه به صورت مختلط نباشد و محلّ نشست و برخاست‏ها از يكديگر جدا باشد.&lt;BR&gt;پيامبر اكرم (ص) در زمان زندگى خويش دستور دادند كه درِ ورودى زنان به مسجد از درِ ورودى مردان، جدا باشد. و نيز نقل شده است كه پيامبر اكرم (ص) آن زمان كه مسجدشان يك در داشت، فرمودند كه شب هنگام كه نماز تمام مى‏شود، نخست خانم‏ها از مسجد خارج شوند و بعد، مردها. پس مى‏بينيم كه در روزگار پيامبر(ص) نيز زنان در كنار مردان، در صحنه‏هاى اجتماعى از جمله مساجد، و حتّى ساعتى از شب گذشته، حضور دارند ؛ امّا عمداً از زمينه‏هاى پيدايش كشش‏هاى جنسى، تا نهايت ممكن، كاسته مى‏شود.&lt;BR&gt;راهنمايى‏هايى كه در احاديث و آيات براى حريم گرفتن دختر از پسر و زن از مرد در ارتباطات و روابط اجتماعى بيان شده است، بيانگر اين حقيقت است كه از نظر روانى - تربيتى، رها كردن دختر و پسر در فضاى جذّابيت و كشش متقابل در مناسبات و روابط، سخت زيانبار است و بلكه پُل يا گردنه‏اى است كه پهلوان‏ها نيز در آن مى‏لغزند. با اين مبنا، دعوت به روابط آزادتر و كسب تجربه از خلال آنها، خدمتى به جوانان محسوب نمى‏شود ؛ بلكه آنها را از رسيدن به آرامش و ثبات از طريق تشكيل خانواده و وفادارى به آن، دورتر مى‏سازد.&lt;BR&gt;آنچه كه اسلام به صورت يك توصيه اخلاقى در مورد جامعه مدنى ابراز مى‏دارد، اين است كه اجتماع مدنى، تا حدّ ممكن، غير مختلط باشد. در مدينة النبى شرايطى فراهم گرديد كه روح آدم‏ها بال و پر گرفت و جوانان در جوّى سرشار از آگاهى و مسئوليّت، با داشتن فرصت انتخاب و حقّ ارضاى طبيعى و كنترل غرايز، رشد كردند و خويشتندارى و عفاف، زمينه‏ساز ظهور چهره‏هاى فكرى و معنوى برجسته‏اى در ميان آنان گرديد.&lt;BR&gt;در شرايط مساعد فكرى - معنوى كه حريم دختر و پسر رعايت شود و جوان، مجال انديشيدن و انگيزه و امكان به كمال رسيدن داشته باشد، گل‏هاى زيبايى همچون يوسف(ع) و مريم(ع) مى‏رويند؛ امّا در جوامع به اصطلاح «آزاد»، به خاطر همه‏جايى شدن كشش‏ها و انگيزش‏هاى جنسى و خروج روابط جنسى از حريم خانواده (يعنى نظام اخلاقى ارضاى اين غريزه)، ما كم‏تر شاهد ظهور چهره‏هاى خويشتندار و پاكدامن هستيم.&lt;BR&gt;چه لزومى دارد كه در جامعه و محافل آموزشى و دانشگاهى و اجتماعات عمومى و در جريان فعاليت‏ها و تلاش‏هاى فردى و اجتماعى، دختران و پسران، به اصطلاح: «دوش به دوش» (يعنى عملاً با تداخل حريم‏هاى شخصى)، فعاليت‏هاى خود را انجام دهند؟ آيا اگر همين تلاش‏ها با حفظ حدّ اقلّى از فاصله انجام پذيرد، نقصى در كار و اُفتى در فعاليت‏ها حاصل مى‏شود؟&lt;BR&gt;اين يك واقعيّت است كه در جريان فعاليت‏هاى اجتماعى، تداخل قلمروهاى شخصى دو جنس، آنها را از كار و توليد و فعاليت، باز مى‏دارد. و اين، در مورد جوانان، بيشتر صادق است ؛ چرا كه در ميان آنها به خاطر قوى‏تر بودن غريزه و سرعت هيجان، خيلى زود، پاى جنسيّت به عرصه كار و توليد و تلاش فكرى، باز مى‏شود ؛ چيزى كه در جمع زنان و مردان داراى خانواده و پايبند به آن، كم‏تر و ديرتر اتّفاق مى‏افتد.&lt;BR&gt;نگاهى گذرا به پژوهش‏هاى روان‏شناسى - تربيتى و بولتن‏هاى «روان‏شناسى كار» و آنچه هم اكنون در كارخانجات و مدارس و متروهاى اروپا و ژاپن و... در حال فراگير شدن است (يعنى فاصله‏گذارى مناسب ميان دو جنس، بر اساس خواست خود آنها و حتّى به مقدار پيشنهادى خودشان)، تأييدى بر مدّعاى ماست.&lt;BR&gt;&lt;A name=0014&gt;
&lt;H2&gt;معيارهاى اخلاقى براى معاشرت&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A name=00011&gt;
&lt;H3&gt;الف) در نگاه&lt;/H3&gt;&lt;/A&gt;رسول اكرم (ص) به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! نگاه اوّل، براى توست چرا كه ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زيان توست». &lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#02&quot;&gt;(2)&lt;/A&gt; حقيقتْ اين است كه در مناسبات و روابط اجتماعىِ دختر و پسر، پيشنهاد دين و اصل اخلاقى، ترك نگاه‏هاى شهوانى دختر و پسر به يكديگر و پرهيز از لذّتجويى‏هاى بى‏ضابطه و بازى‏كردن با عواطف يكديگر است.&lt;BR&gt;جوانى كه چشمش به جنس مخالف مى‏افتد و احياناً از وى خوشش مى‏آيد، مى‏خواهد كه براى بار دوم نيز به وى نگاه كند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غير عمدى است، مانعى ندارد ؛ ولى نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از ديگرى و بهره‏جويى از سرمايه ديگرى است ، جايز نيست.&lt;BR&gt;امام صادق(ع) فرمود: «نگاه كردن به نامحرم، تيرى زهرآگين است كه از ناحيه شيطان پرتاب مى‏شود».&lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#03&quot;&gt;(3)&lt;/A&gt;&amp;nbsp; و «چه بسيارند نگاه‏هاى كوتاه و لذّت‏هاى زودگذرى كه بعدها حسرت‏ها و تأسّف‏هاى طولانى درپى خواهند داشت!». &lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#04&quot;&gt;(4)&lt;/A&gt; با همه اين مرزبندى‏ها و سفارش‏هاى خيرخواهانه، در اسلام، نگاه كردن دختر و پسر به يكديگر و گفتگوى آنها، چنانچه به قصد خواستگارى و ازدواج (يعنى رفتن به سمت تشكيل كانون خانواده و رسيدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعى ندارد.&lt;BR&gt;&lt;A name=00012&gt;
&lt;H3&gt;ب) در پوشش&lt;/H3&gt;&lt;/A&gt;پوششى كه اسلام براى دخترها مقرّر كرده است، بدين منظور نيست كه جلوى فعاليت‏هاى اجتماعى آنان را بگيرد و از خانه بيرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، اين است كه دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دست‏ها) بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.&lt;BR&gt;حقيقت، اين است كه در مسئله پوشش كه در روابط دختران و پسران در جامعه به عنوان يك عامل مؤثّر مطرح است، يك پرسش &lt;BR&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber4 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;77&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;جدّى پيش روى ماست: آيا براى خودِ دختر، بهتر است كه پوشيده (به معناى واقعى آن) در اجتماعْ ظاهر شود، يا نيمه عريان؟ آيا با توجه به احساسات و كششى كه دختر و پسر به يكديگر دارند و با آسيب‏پذيرى جدّى عاطفى و محدود بودن قدرت طبيعى دخترها در دفاع از خويش و حريم خويش، بايد هر پسرى حق داشته باشد كه از هر دخترى در هر محفلى حدّاكثر تمتّعات را (بجز يك مورد خاص) ببرد يا نه؟ چرا مردان بايد آزاد باشند تا همچون كالا به زن بنگرند؟ آيا همين نگرش نيست كه نظام خانواده را در غرب، متزلزل كرده است؟ راه حل چيست؟&lt;BR&gt;اسلام با وضع نمودن نوعى مقرّرات براى پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمين كرده است. به اين ترتيب، حجاب زن، حقيقتاً مصونيت‏بخش و پاسدار حريم اوست. مگر نه اين‏كه: «هر آنچه ديده بيند، دل كند ياد»؟&lt;BR&gt;در آيين اسلام، پسران فقط در موقعى كه تشكيل خانواده دادند و آگاهانه انتخاب كردند و مسئوليت پذيرفتند، در كانون گرم و صميمى خانواده است كه مى‏توانند با دختر(به عنوان همسر قانونى خود)، پيوند كاميابى برقرار كنند. قبل از آن، نبايد فكر و ذهن هيچ دختر يا پسر جوانى به اين موضوع، مشغول باشد و مانع فكر و تحصيل و كارهاى زندگى او و ديگران شود.&lt;BR&gt;در جامعه اسلامى، هر نوع كامجويى بدون قبول مسئوليت يا كاميابى هيجانى و بدون تعقّل و تفكّر و انتخاب، اساساً ناپسند شمرده مى‏شود ؛ اصلى كه اتفاقاً به تازگى در روان‏شناسى جديد غرب نيز به صورت جدّى مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است.&lt;BR&gt;پس مى‏توان گفت كه اسلام، نه‏تنها به دختران و پسران جوان به چشم موجوداتى خطرناك كه بايد محدود شوند، نمى‏نگرد، بلكه حتّى غريزه جنسى را نيز در راه تشكيل خانواده و استمرار نسل و آرامش و شادابى (يعنى بهداشت روانى فرد و جامعه) به كار مى‏گيرد.&lt;BR&gt;جوان، سرشار از استعدادهاست و غرايز مختلف او (حقيقت‏جويى، علم‏خواهى، زيبايى‏طلبى، آفرينشگرى، و...) همگى نيرومندند. كدام انسان خردمندى مى‏پذيرد كه تمامى اين غرايز، در پاى غريزه جنسى قربانى شوند؟ اگر بپذيريم كه آزادى روابط دختر و پسر، بهداشت روانى آنها و كل جامعه را به خطر مى‏اندازد و انضباط اخلاقى آنها و كل جامعه را مختل مى‏سازد، ناگزير بايد به سطحى از محدودسازى روابط، تن در دهيم ؛ محدوديت‏هايى كه براى افراد سالم جامعه، يك انتخاب عاقلانه‏اند و براى بيماران هوس، يك اجبار، تا نتوانند آزادانه از ديگران بهره‏كشى كنند و روح و جسم ديگران را بيازارند.&lt;BR&gt;اوّلين فايده‏هاى اين روش، امنيت فضاى خانواده و اجتماع، ارتقاى موقعيّت زنان و دختران، شكوفايى استعدادهاى مختلف جوانان، و... اند كه مهم‏ترين نشانه‏هاى «بهداشت روانى» يك جامعه محسوب مى‏شوند كه زمينه لازم براى توليدات فكرى و صنعتى و توسعه ابعاد مادّى و معنوى جامعه است.&lt;BR&gt;&lt;A name=00013&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;ج) در انديشه و قلب&lt;/H3&gt;&lt;/A&gt;نبودن حريم بين دختر و پسر، و آزادى در معاشرت‏ها، هيجانات و التهاب‏هاى جنسى را افزايش مى‏دهد و با خارج كردن ميل جنسى از تعادل و مسير طبيعى‏اش، آن را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى‏ناپذير و اشباع نشدنى در شكل و تنوع فراوان درمى‏آورد.&lt;BR&gt;غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند، عميق و پردامنه است كه هرچه انسان به آن ميدان بيشترى بدهد، آتش آن، شعله‏ورتر مى‏گردد و نه خاموش‏تر. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بيشترى به دست بياورند، &lt;BR&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber5 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;78&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;حريص‏تر مى‏شوند.&lt;BR&gt;تاريخ از آزمندى‏هاى جنسى، بسيار ياد مى‏كند. پادشاهان، از نظر حسّ تصرّف و تملّك زيبارويان، در هيچ نقطه‏اى متوقف يا سيراب نشده‏اند. صاحبان حرمسراها، هر روز در پى شكاركردن شكار ديگرى براى خود بوده‏اند.&lt;BR&gt;اسلام به قدرت شگرف اين غريزه، توجه كامل كرده و هشدارهاى زيادى درباره خطرناك بودن نگاه جنسى بى‏ضابطه و خلوت كردن پسر و دختر با هم و معاشرت‏هاى كنترل نشده آنان مى‏دهد و از طرفى تدابيرى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و براى هر يك از دو جنس، تكليف‏ها و مقرراتى معين نموده است.&lt;BR&gt;به عنوان نمونه، قرآن كريم مى‏فرمايد: «به مردان بگو چشم‏ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشيده دارند و به زنان نيز بگو تا چشم‏ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آيه 31)&lt;BR&gt;آيين ما از ما مى‏خواهد كه انديشه‏مان را هوس‏آلود نكنيم، خيال گناه را در ذهن خود نپروريم، به نامحرمانْ خيره نشويم و دزدانه نگاه نكنيم، به قصد لذّت‏هاى جنسى به نامحرمى ننگريم و با چنين قصدى به معاشرت‏هاى اجتماعى قدم نگذاريم.&lt;BR&gt;&lt;A name=00014&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;د) در گفتار&lt;/H3&gt;&lt;/A&gt;شنيدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه قصد لذّت‏بردن و خوش‏آمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. در عين حال، بر اساس همان اصلِ «روابط حدّاقل» كه گفتيم، مادام كه ضرورتى در كار نباشد، ترك آن، عاقلانه‏تر است.&lt;BR&gt;براى دختر، شايسته نيست كه در سخن گفتن با پسرى، صداى خود را نازك كند و به نحوى با عشوه و اطوار، سخن بگويد. خداى متعال در قرآن، به زنان مى‏فرمايد: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهيّج نكنيد كه موجب طمع بيماردلان گردد»&lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#05&quot;&gt;(5)&lt;/A&gt; و امام على(ع) مى‏فرمود: «به دختران جوان، سلام نمى‏كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند». &lt;A href=&quot;http://hadith.net/persian/products/magazine/hadith-e-zendegi/07/022.htm#06&quot;&gt;(6)&lt;/A&gt; &lt;A name=00015&gt;
&lt;H3&gt;ه) در رفتار&lt;/H3&gt;&lt;/A&gt;احتياطها و توصيه‏هاى دين مبين اسلام، مبنى بر دور نگه‏داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از يكديگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى اجتماع و پاكى خانواده و عزت و شرف و تعالى آحاد شهروندان است تا حتى براى لحظه‏اى، فكر آلوده به ذهن پسر و دختر عفيف، راه نيابد و افكار آنها مشغول به مسائلى كه وقت آن نرسيده است، نشود.&lt;BR&gt;روح جوان، فوق‏العاده تحريك‏پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك‏پذيرى روح انسان، محدود به حدّ خاصى است و پس از آن، آرام مى‏گيرد. همان قدر كه انسان از رسيدن به جاه و مقام و ثروتْ سير نمى‏شود، در ميل جنسى(سِكس) نيز چنين است.&lt;BR&gt;در محيطهاى آزاد و باز، هيچ پسرى از تصاحب زيبارويان و هيچ دخترى از متوجّه كردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سير نمى‏شود. از طرفى، هوس، در هيچ نقطه‏اى توقف نمى‏كند و تقاضاى نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنى است و امكان برآوردن همه خواسته‏ها هيچ‏گاه براى بشر، ميسّر نيست.&lt;BR&gt;دست نيافتن به آرزوها و هوس‏ها، در جاى خود، منجر به اختلالات روحى و بيمارى‏هاى روانى مى‏گردد. به محيطهايى كه بى‏بند و بارى در آنها زياد است، بنگريد. خواهيد ديد كه در آن محيطها، آمار بيمارى‏هاى روانى و مشكلات روحى، بالاست. شايد مهم‏ترين علت، همين آزادى جنسى و تحريكات فراوان روانى است كه به وسيله عكس‏ها، مجلّات، فيلم‏ها و سى‏دى‏ها و محافل مختلِط تفريحى و حتّى در كوچه و خيابان و تبليغات كالاها و مُدها و... دامن زده مى‏شود و غالباً بى‏پاسخ مى‏مانَد ؛ چرا كه تخليه جسم و روان از اين هيجانات فزاينده، عملاً ممكن نيست و بدين ترتيب، پيرى زودرس و روان‏پريشى و اختلالات روحى ديگر، پيامدهاى طبيعى آن فضا هستند.&lt;BR&gt;&lt;A name=0015&gt;
&lt;H2&gt;چرا دخترها بيشتر بايد خود را بپوشانند؟&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;يافته‏هاى روان‏شناسى نشان مى‏دهند كه توسّل به خودنمايى و خودآرايى، بيشتر در بين دخترانْ رواج دارد. همچنين تجربه بشرى نشان مى‏دهد كه در تصاحب قلب‏ها، پسر، شكار است و دختر، شكارچى! همچنان كه در تصاحب جسم و وجود مادّى، دختر، شكار است و پسر، شكارچى! ميل دختر به خودآرايى، از اين حسّ شكارچى‏گرى او ناشى مى‏شود كه خداوند براى هدف متعالى «پيوند همسرى» در طبيعت و سرشت او نهاده است.&lt;BR&gt;كم‏تر اتفاق افتاده است كه پسران، لباس‏هاى بدن‏نما و آرايش‏هاى تحريك كننده به كار ببرند. بعضى از دختران، بيشتر به حكم طبيعت خاص خود، مى‏خواهند دلبرى كنند و پسر را دلباخته خود سازند. اين &lt;BR&gt;&amp;nbsp; 
&lt;TABLE id=AutoNumber6 style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Simplified Arabic; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;10%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;79&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle width=&quot;45%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;ويژگى، البته فرصت تفكّر و انتخاب عاقلانه را از طرفين مى‏گيرد.&lt;BR&gt;بنابراين، مى‏توان گفت كه انحراف برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص دختران يا غالب در آنهاست و لذا دستور پوشش هم براى آنان و به اقتضاى طبيعت لطيف آنان، سختگيرانه‏تر است.&lt;BR&gt;كسانى گفته‏اند كه اگر پسران و دخترانْ آزاد باشند، اشباع مى‏شوند و عطش آنها كم‏تر مى‏شود ؛ امّا تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است كه اين چنين نيست. مگر چشم‏چرانى‏ها و روابط غير قانونى و خشونت عليه زنان و ناامنى فضاهاى اجتماعى براى دختران و... در جوامع آزاد غربى، كم‏تر شده است؟ جسم سالم و روح زيبا و شخصيّت مطلوب اجتماعى، گوهرها و سرمايه‏هاى دختران و پسران جوان‏اند. كدام انسان خردمندى بهترين سرمايه‏هاى خويش را در معرض استفاده هر كس و ناكس قرار مى‏دهد؟&lt;BR&gt;علّتِ بيشتر بودن پوشش قانونى دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع كامجويى جنسى از آنان است كه قطعاً به دوام بيشتر كانون خانواده و صميميت و محبت و دلبستگى بيشتر آنها در زندگى مشترك آينده‏شان خواهد انجاميد.&lt;BR&gt;دختر و پسرى كه قبل از ازدواج، عفيفانه‏تر زيسته‏اند و ازدواجشان نخستين تجربه آنها در هرگونه رابطه جنسى است، خوش‏بخت‏تر زندگى مى‏كنند. پس در واقع، دختران، با رعايت حدود پوشش، به سلامت زندگى آينده و سالم‏تر ماندن همسر آينده خود، كمك كرده‏اند و البته چنين خويشتندارى و عفافى از سوى پسران نيز تضمين خوبى براى زندگى آينده خود آنهاست.&lt;BR&gt;شايد يك علّت اين‏كه جوانان امروز در جوامع غربى از ازدواج، گريزان هستند، همين باشد ؛ زيرا آنان ازدواج را براى خود، يك محدوديت مى‏دانند و اكثر كامجويى‏هاى آنها در غير محيط خانواده و در غير كادر رسمى و در جريان معاشرت‏هاى آزاد و در محيطهايى غير از خانه انجام مى‏پذيرد. طبيعى است كه براى چنين كسانى، ازدواج، آغاز محروميت است. برخلاف فرهنگ اسلامى كه در آن، ازدواج جوانان، پايان محروميّت و آغاز يك زندگى نوين و نيز كانون محبّت و فضايى براى كمالجويى و پيشرفتِ دوشادوش است. براى رسيدن به چنين سعادتى است كه اسلام، به صورتى جدّى، مسلمانان را از دوستى با جنس مخالف، نهى مى‏كند.&lt;BR&gt;&lt;A name=0016&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;آيا پوشش دختران، مانع رشد آنها نيست؟&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;پوشش مطلوب اسلام (بدون آن‏كه بر نوع خاصّى از پوشش، اصرار بورزيم)، براى دختر، مانع هيچ‏گونه فعاليت فرهنگى و يا اجتماعى و اقتصادى و سياسى نيست. آنچه موجب به‏هم ريختگى جامعه و فلج شدن نيروهاى فعال اجتماع مى‏گردد، آلوده‏شدن محيط كار و تحصيل و...، با آزاد گذاشتن لذّتجويى‏ها و چشم‏چرانى‏هاى مردان و ميدان دادن به عشوه‏گرى‏ها و خودنمايى‏هاى دختران در محيط عمومى است.&lt;BR&gt;اگر در محيط دانشگاه، دختران، بدن خود را بپوشانند و هيچ‏گونه آرايشى نداشته باشند، بهتر درس مى‏خوانند، فكر مى‏كنند و به سخن استادْ گوش مى‏دهند، يا وقتى كه در كنار هر پسرى يك دختر آرايش كرده و با وضع نامتناسب (با كلاس و درس)، نشسته باشد؟ انصافاً كدام روش، التهاب را در دختران و پسران، كاهش مى‏دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، كدام را تصديق مى‏كند؟&lt;BR&gt;آيا اگر پسران ما در خيابان و كوچه و بازار و مدرسه و اداره و كارخانه و... با رفتارهاى فريبنده و سخنان و وعده‏هاى شعارگونه و غير واقعى، دائماً در صدد يافتن دختران پاك و ساده و صميمى جامعه باشند و هر بار، با فرو نشستن عشق‏هاى سطحى و خامشان به ديگرى رو كنند، آرامش و امنيّتى براى دختران ما خواهد ماند؟&lt;BR&gt;به تجربه ثابت شده است كه هر محيطى كه در آن، رفت و آمد و آميزش كم‏ترى ميان دو جنس بوده و پوشش صحيح و حريم خصوصى افراد رعايت شده، در آن‏جا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بيشترى داشته‏اند و در كار و تحصيل، موفق‏تر بوده‏اند.&lt;BR&gt;&lt;A name=0017&gt;
&lt;H2&gt;عفاف، مصونيت است&lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;تقريباً در تمامى فرهنگ‏ها و جوامع، دختر، هر اندازه متين‏تر و با وقارتر و عفيف‏تر حركت كند و خود را پوشيده‏تر نگه دارد و كم‏تر در معرض تماشاى بيگانگان قرار گيرد، بيشتر مورد احترام و ارزش پسر است. حتى افراد بى‏بندبار هم هنگامى كه سر عقل مى‏آيند و مى‏خواهند تشكيل خانواده بدهند، براى گزينش همسر، به دنبال دخترى پاك و عفيف كه تا قبل از آن با هيچ پسرى رابطه نداشته باشد، مى‏گردند.&lt;BR&gt;اصولاً افراد پاك و عفيف كه به عفاف، شناخته شده‏اند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآن مى‏فرمايد: «رعايت حريم عفاف (در روابط اجتماعى) از سوى زنان، براى اين است كه به عفاف و پاكى شناخته شوند و از آزار و اذيت بيماردلان، به دور باشند». (احزاب، آيه 59)&lt;BR&gt;خودنمايى يا عرضه كردن خود به نامحرمان، از عزّت و شُكوه دختران مى‏كاهد و علاوه بر آن‏كه زمينه را براى نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم مى‏سازد، پسران جوان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و شجاعت و مردانگى و تصميم باشند، به افرادى هوسباز، چشم چران و لوده و بى‏اراده و ضعيف، تبديل مى‏كنند.&lt;BR&gt;البته اگر دختران در روابط اجتماعى خود در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، كفش ساده به پا كنند و با چادر يا مانتو و روسرى مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشان هم آرامش روانىِ بيشترى خواهند داشت و بهتر درس مى‏خوانند.&lt;BR&gt;چه‏قدر خوب است كه دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آن‏چنان رفتار كند كه علائم عفاف و وقار و سنگينى و پاكى از او هويدا باشد و به اين صفات، شناخته شود. تنها در اين صورت است كه بيماردلان (كه به دنبال شكار مى‏گردند) از او مأيوس مى‏شوند.&lt;BR&gt;اين، تقريباً يك اصل هميشگى است كه پسران ولگرد، به دنبال دختران جِلف و سبك و خودنما مى‏گردند. اين‏گونه دختران، گويى وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتنشان، معنادار است و به زبان بى‏زبانى مى‏گويند: به من توجه كن! به‏سوى من نگاه كن! مرا تعقيب كن! و... درحالى‏كه عفاف و رفتار و حركات سنگين و با وقار دختر ديگر، مى‏فهماند كه دست تعرّض از اين حريم، كوتاه است و هيچ پسرى جرئت نمى‏كند به او تعرّض يا بى‏احترامى كند.&lt;BR&gt;دختران خوب جامعه ما، انصاف دهند كه آيا حقيقت، جز اين است؟ 
&lt;HR color=#008080 SIZE=4&gt;

&lt;P&gt;&lt;A name=01&gt;1.&amp;nbsp; سوره بقره، آيه 143.&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=02&gt;2.كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 19، ح 4971 .&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=03&gt;3. همان، ص 18، ح 4969 .&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=04&gt;4. الكافى، ج 5، ص 559&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=05&gt;5.&amp;nbsp; سوره احزاب، آيه 32 .&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=06&gt;6. الكافى، ج 2 ، ص 648.&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hamed.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa/" title="ارتباطات" type="text/html" />
<author><name>بابا جونم</name></author>
</entry>

</feed>
